تبليغاتX
چهار بهار و یک پائیز - امتحان تاریخ
نوشته‌های من در باره‌ی چهارقلوهایم
صدای محمد را از بیرون اتاقشان می شنیدم .

بلند بلند مشغول خواندن تاريخ بود .

آهسته وارد اتاقشان شدم .

محمد مشغول درس خواندن بود و حميد دراز كشيده بود =====

به حميد گفتم:تو درس نداري ؟

گفت:چرا امتحان تاريخ داريم .

گفتم:خوب پس چرا درس نمیخوانی؟

گفت: مامان دارم مي خوانم .

گفتم اين چه درس خواندني است كه كتاب به دست نداری

در جواب گفت:خوب محمد بلند بلند تاريخ مي خوانه

من هم آنها رو ازحفظ ميكنم .

آهسته از اتاقشون بيرون آمدم تا مزاحم درس خواندنشون نباشم

 

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 23:32  توسط ستاره  |