
روز اول فروردین روز تولد بابایی بود تولدت مبارک بابا جون![]()
![]()
![]()
سه سالی میشه که بدون حضور خودت تولدت رو جشن گرفتیم![]()
==============================
خوشبختی و خاطرات خوب آن
زمانی که خوشبختی از میان برفت
کاش خاطرات خوب آن خوشبختی
نیز از ذهن رخت بر می بست
تا به خاطر آن جسم و روح در عذاب نباشد
============================================

صنم خانم و آقاحمید رو صندلی نشستند و اقا محمد و سوگند خانم ایستادند در ۱۱ سالگی

سال نو مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
زنبور
=== راز همبستگی
راز با هم بودن
راز وحدت
راز با هم زیستن
کاش این راز را خدا .یکجا به انسان داده بود.

واما تجربه ی من شاید این تجربه مختص به من بوده باشد
و هر مادری راهکاری مخصوص به خود داشته باشد.
لازم به ذکر است که بچه ها هم حق دارند سر موضوعی با هم بحث و گفتگو کنند .
و ما نباید توقع داشته باشیم زود دو طرف کوتاه بیایند.
ادمهای بزرگ هم گاهی بر سره موضوعی با هم اختلاف نظر دارند.
و چه بسا گاهی هم به ..... میکشد .![]()
![]()
![]()
پس چه توقعی از بچه ها باید داشت.![]()
و اما یک روز من
چهار تایی مشغول بازی بودند .![]()
![]()
![]()
![]()
نیم ساعتی نگذاشت که این بازی دوستانه به کشمکشهای دشمنانه تبدیل شد.
وظیفه خود دانستم که بین انها داوری کنم .
پس سعی کردم خوب به حرفهایشان گوش دهم.
خوب صنم خانم مقصر بود پس تصمیم گرفتم .
برای یک روز از کاری که او دوست میداشت محرومش کنم.
ولی چند دقیقه بعد خواهر و برادرانش به من اعتراض کردند.
که صنم کاره خیلی بدی نکرده و من مامان بدی هستم.
خوب حیف اون همه وقت حیف این داوری خوب و حیف..... .پس نتیجه گرفتم .
در این میان من بودم که بد شدمپس اگر بحثی بینشان پیش امدخودشان باید با هم به توافق برسند
بی خیالی بی توجه بودن به دعواهایشان و بی اعتنایی کردنبه انها به نظر من بهترین راه حل است.
البته دورادور انها را زیر نظر باید داشت تا اگر کشمکشهایشان بالا گرفت
فقط بتوانیم واسطه ی برای جدا کردنشان باشیم و بس
شما فکر میکنید جنگ های جهانی اول و دوم و........چگونه پیش امد؟
به خاطر دخالت بیگانگان .
